بعضی وقتا یه چیزی رو دلت سنگینی میکنه که هیچ جوری نمیتونی بریزیش بیرون ! یعنی از قانع کردن دیگران واسه باور چیزی که هستی خسته شدی !
چند روزه خواستم اینجا رو هم همراه آلبالو آپ کنم دیدم دیگه نمیتونم از دلم بنویسم .
شاید بعدا تونستم . ولی فعلا نمیتونم !
شاید فردا ... شاید پس فردا ! شاید هیچ وقت دیگه ننوشتم .
البته داستانم رو تا آخرش همین جا آپ خواهم کرد
این ارسال و زدم که فقط بگم اگر یک وقتی دنبالم گشتید و اینجا نبودم همیشه تو وبلاگ خاطرات آلبالو خانومی میتونید پیدام کنید . یعنی همون وبلاگ قدیمیم که توش اکثرا شادی هامو مینویسم ...
راستی اتفاقی نیفتاده ها ! کلا دیگه اینجا رو دوست ندارم .
موفق باشید
راستی ! فعلا قالب نظرات و با یه پیغام گیر عوض کردم که پیغاماتون خصوصی و مستقیما یه ایمیلم برسه .
بازم خوبه که مث خیلی ها نابدید نمیشی
خدا رو شکر که هستی
حالا اینجا نه جای دیکه
ممنونم نکینم
دوست خوب و مهربونم
حس نفرت بدی ازش دارم نمیدونم چرا؟ولی با این حال دلم نمیاد پاکش کنم...
انگار سرشت خوده وبلاگمو دوست ندارم یه حس بد...حیفم میاد که اونجا مینویسم...
اگه یه کوچولو فک کنی شاید یادت بیاد دلیلم برای داشتن چنین احساسی چیه...!
ولی چیزی هر بار که میخوام حذفش کنم مانعم میشه...
نگین جونم...
chera dg injaro doos nadari negeniam:(
خدا رو شکر که مشکل برطرف شد
از همین الان هم عیدت مبارک ، هم سال نو مبارک یه عالـــــــــــــــــــمه بوس بوس 
ایشالا که سالی پر از شادی برات باشه عزیزم
سلام نگین جون
من همه ی داستاناتو مرتب میخونم ولی راستش و بخوای بعضی وقتا تنبلی میکنمو کامنت نمیذارم.
نمیدونم چی باید بگم آخه
اون پستی که واسه داداشت گذاشته بودیو بعدش حذفش کردی خیلی قشنگ بود، من که آخراش اشکم دراومد بخدا
ی بار دیگه اومدم بخونمش دیدم حذفشکردی.
کلی ناراحت شدم
ولی نگین آرزو میکنم اون دل کوچیکت هیچ وقت نگیره
همیشه شاد باشی
و موفق خانم وکیل باشی
سلام نگینم. خوبی گلی؟
آپم.
شاد زی بانو
سلام سال نو مبارک
من آپیده ام ای دوست
منتظرم که آمدنت نکوست
ببین اینجا آروم گفتم وگرنه نیای با قاشق داغ مییام سراغت
گفته باشم
تا تهدیدشون نکنی ها انگار نه انگار
[شیطونک]
خیلی حواستو جمع کن ومراقب دلت باش
چون برام خیلی عزیزی
ارزشتو همیشه حفظ کن
یا علی
kheili ketabe cherti bud
webe khodetam ke bastidhhhhhhh